X XFediYour place in the Fediverse
XFEDI

Remote profile

ActivityPub

علی

@[email protected]

کلمات توصیف کننده انسان نیست، پل ارتباطیه،بهترین شرایط هم کلمات کافی نیستن، همه به نوعی در لحظه دنیارو می‌بینیم و این حرفا، با کلمات ارتباط داریم پس یادگیری صحبت و این حرفا موضوع خوبیه.
گاهی ترول گاهی جدی، نوسان خلقی، گاهی با کسی گاهی با دیوار صحبت میکنه، هرچی با دیوار بیشتر صحبت میکنه احتمالا دیوار نویسه.
اهمیت به موضوعات کوچک و درشت باهم حریم پرایوسی و این حرفا و حالش از ظاهر بهم می‌خوره، شاید اعتقاد داره دنیا خط فرمانی چیزی بود بهتر بود از ظاهرسازی های شدید.

Open remote profile ↗
Posts

خب کجا بودیم؟ شب بخیر، مواظبت کنید دیگه این که آب بخورید، نه د تشنمون نیست یه بطری آب بذار کنارت.

خب خب خب(ناظم با خط کشش در مدرسه میراندا)

بس، شب خوش.

↩ Reply ♡ 0 · ↻ 0 ↗ Original

من خیلی عقب موندم خیلی چیزا که

ولی الان هستم درسته؟ الان حس خوبی دارم این لحظه؟ درسته؟
کلی نوشتم پاک کردم درمورد یه موضوع که بعد درسته؟ نوشتم، بعد اومدم بنویسم دیدم باز می‌خوام مثل قبل بنویسم، چیزی که قبلا نوشتم و گفتم صرف نظر کن پاکش کن.

خط دهی مغزم از اون، درسته؟ دوباره رفت از همونجا، یه حس که برد اونجا اون خاطره.

↩ Reply ♡ 0 · ↻ 0 ↗ Original

یه زمانی یه موقعیتی پیش میاد که به شدت بی تمرکز می‌شیم(اسمش حالا هرچی است)، حس می‌کنیم حافظمون از دست رفته، حقیقت؟ واقعا هم چیزی یادمون نمیاد، پنج دقیقه پیش چیکار کردی؟ یا کجا بودی؟ یا یاد آوری خاطره؟ نمیدونم، کلمات هم گم می‌شن.

از این نیست که حافظت پریده، از اینه که مغزت در این حد پوووخ، که نمی‌تونه هندل کنه و خاطراتت بچینه الان جلوت.
همون تحلیل کنه در نظر بگیر

چقدر این حرف علمیه؟ نمی‌دونم یه زمان حسش می‌کردم.

↩ Reply ♡ 0 · ↻ 0 ↗ Original

یه لحظه یاد انجمن اوبونتو افتادم که چند سال پیش معین مدیر انجمن یکی که از چندین نوشتار بد استفاده می‌کرد بهش گفت که اینطوری ننویس اینا بی معنیه

یکی از اون چیزایی که نوشت و معین گیر داد هم این بود، یه، گفت چیزی به نام یه نداریم، یک*.

درست یادم نمیاد چطور بیانش کرد و از تحریف مخم نوشتم، ولی "یه" رو یادمه.

↩ Reply ♡ 0 · ↻ 0 ↗ Original